تبليغاتX
شهر فرمهین

   به وبلاگ شهر فرمهین خوش آمدید ****در نظر سنجي حتما شركت كنيد****فرارسیدم اعیاد قربان و غدیر رابه تمامی مسلمانان و بخصوص شیعیان تبریک عرض می نماییم****این وبلاگ کاملا شخصی بوده و وابسته به هیچ حزب یا گروه دولتی و یا وابسته به دولت نمی باشد****                  

شهر فرمهین
به شهر خوشه های طلایی فرمهین خوش آمدید
گذشته نه چندان دور فرمهین

 گذشته نه چندان دور فرمهین (حدودا۸۰سال پیش )

فراهان(فرمهین) نام يکي از بخشهاي چهارگانه شهرستان اراک است . اين بخش در قسمت مرکزي شهرستان اراک واقع است . از طرف شمال به دهستان رودبار، از خاور به دهستان آشتيان و از باختر به دهستان بزچلو شراء و از جنوب به شهر اراک و قره کهريز محدود است . قسمت عمده بخش دامنه و دشت است . کوير ميغان تقريباً در وسط اين بخش واقعشده . دهستان فراهان بالا و پائين در قسمت شمال و فراهان سادات در باختر آن و دهستان مشک آباد در قسمت جنوب کوير مذکور واقعند. ارتفاعات تفرش و رودبار از خاور و شمال ، ارتفاعات شراء از باختر تا کوهستان راسوند، و قره کهريز از جنوب ، اين بخش را محصور نموده اند. قراء کوهستاني و دامنه بخش خوش آب وهوا و قراء نزديک به کوير مرطوب و آب آنها به نسبت نزديکي به کوير شور و هواي آنها ناسالم است . اين بخش از دو دهستان به نام فراهان و مشک آباد تشکيل شده و جمع قراء آن 180 قريه بزرگ و کوچک و داراي 91 هزار تن سکنه است . مرکز بخش قصبه فرمهين است که تقريباً در مرکز دهستان فراهان واقع شده است .

قصبه مرکزي بخش فرمهين شهرستان اراک و مختصات جغرافيايي آن به شرح زير است : طول 49 درجه و 41 دقيقه ، عرض 34 درجه و 30 دقيقه ، ارتفاع از سطح دريا 1800 متر. اين قصبه در 42هزارگزي شمال اراک و مرکز بلوک فراهان واقع است . ناحيه اي است واقعدر دشت ، سردسير و داراي 1670 تن سکنه . از قنات مشروب ميشود. محصولاتش غلات ، انگور و انواع ميوه ، بنشن و پوست بره است . اهالي به کشاورزي و گله داري گذران ميکنند. از صنايع دستي زنان قاليچه بافي با نخ فرنگ و نقشه است . راه نيمه شوسه به اراک دارد و همه روزه اتومبيل رفت و آمد مي کند. به علاوه به قراء سربند و آشتيان درفصل خشک اتومبيل ميتوان برد. اداره بخشداري و شعبه پست در قصبه ايجاد شده و نامه ها در هفته دو روز باپيک سوار به اراک حمل ميشود. مزارع فرمنک و شريف آباد جزء فرمهين است . (از فرهنگ جغرافيايي ايران ج 2).

|+| نوشته شده توسط بانی فراهاني در پنجشنبه پانزدهم آذر 1386 ساعت 8:6 |

درباره شهر فرمهین

شهري است در جغرافياي استان مركزي شهرستان تفرش وبخش فراهان فاصله اين شهر از مركز استان يعني شهر اراك 45كيلومتر كه در شمال اين مركز واقع گرديده است. وهمچنين اين شهر واز مركز شهرستان خود يعني تفرش 45كيلومتر فاصله دارد و در جنوب آن واقع شده است . همچنين اين شهر در 35كيلومتري شهرستان آشتيان واقع شده است .اين شهر در واقع مركز بخش فراهان (يعني همان زادگاه عالمان و فرزانگان و هنر مندان بزرگ همچون امير كبير و قائم مقام كه زحمات و كوششهاي آنان براي رشد و تعالي ايران بر هيچ جوانمردي پوشيده نيست وديگر هنمنداني چون بهزاد فراهاني هنر پيشه بزرگ سينما و تئاتر و تلوزيون و....)است.شهر فرمهين از تركيب دو پارچه روستاي قديمي وچند شهرك اقماري تشكيل شده است. اين دو روستا شامل فرمهين و شاه اباد بوده است كه به دليل نزديكي به هم ديگر مرز بين آنها رانميتوان شناخت خود اين بخش اكنون هريك شامل دو بخش ديگر ميباشد بافت قديم و بافت جديد که بافت قدیم شامل ساختمانهای کاه گلی می باشد که در حال تخریب است. وبافت جدید که در حال ساخت وظهور ساختمانهای جدید است . ادامه در ......

|+| نوشته شده توسط بانی فراهاني در یکشنبه ششم آبان 1386 ساعت 16:0 |

درباره شهر فرمهین

درادامه فرمهين داراي چندين طايفه اصلي و خانواده هاي مهاجر كه از روستاها وشهر ها و استانهاي همجوار به اين شهر مهاجرت كرده اند .اين طوايف اصيل فرمهين شامل 1.اولاد عابدين كه شايد بتوان آنها را بزرگترين طايفه ناميد 2. اولاد رحيم كه بيشتر بانام فايمل رحيمي زندگي ميكنند3.اولاد مومن كه يك كوچه به نام آنان وجود دارد وبانام فاميل مومني مشهور هستند 4.اولاد كربلايي حسين كه اكثر اختلافات ميان گروهادر شهر فمهين نشات گرفته از افكار واعمال ناشايست آنان ميباشد5.اولاد طالب كه قشر كوچكي را به خود اختصاص داده۶.معظمی ها که اکثرا به تهران مهاجرت نموده اند .  وباقي اقشار مقيم شهر فرمهين كه اكثرا مهاجر ميباشندو از روستاهاي اطراف به خصوص وروان در زمان بخشدار بودن آقاي بهمن اخوان به اين شهر مهاجرت نموده اند . در ضمن در سالهاي اخير با ورود دانشگاه آزاد اسلامي در سال 13۷6 و شهرك صنعتي فراهان كه در پنج كيلومتري اين شهر به سمت شمال و تفرش ميباشد اين شهر پيشرفت چشم گيري داشته است.واين تغييرات چشم گير در زمان نمايندگي آقاي بهمن اخوان در مجلس شوراي اسلامي بوده است . اكنون در شهر فرمهين علاوه بر اقوام محلي كه گفته شد حدود 1000نفر دانشجو بصورت پاره وقت كه مهاجر از شهرستانهاي درو و نزديك ايران اسلامي ميباشند در اين شهر ساكن ميباشند .

|+| نوشته شده توسط بانی فراهاني در شنبه پنجم آبان 1386 ساعت 7:38 |

درباره اسم ولغت فرمهين

فراهان:

فراهان شامل ناحيه ي وسيعي است بين شهرستانهاي اراك و تفرش و آشتيان. اين ناحيه ي بسيار كهن از دوران مادها تا كنون يادگارهائي در خود نگه داشته است كه حين تحقيق با آن اسامي آشنا خواهيم شد.

قديمي ترين سندي كه در آن از فراهان نام رفته است تاريخ قم است مربوط به سال 378 هجري قمري يعني بيش از هزار سال پيش كه در آن زمان روستاي فراهان جزء شهرستان قم بوده ، توضيح  آنكه در تقسيمات كشوري دوره هخامنشي ايران به چند استان و هر استان به چند رستاك يا تسوج تقسيم ميشده كه روستاك يا روستاق كه معرب آن است شامل چند ده يا ديه بوده است.

حمدالله  مستوفي در نزهت القلوب ص 75 در قسمت عراق حجم، فراهان را ولايت آورده است چنين ميگويد. «فراهان ولايتي است و در ديه ها معتبر بود، ديه ساروق را دارلملك آنجا و طهمورث ساخت، اكنون دولت آباد و ماستر معظم قراي آنجاست» اكثر قريب باتفاق مسالك و ممالك از فراهان نام برده اند.

زنده ياد استاد دهگان در گزارشنامه ص 282-181 چنين آورده است.

«00000 و اما واژه فراهان بطورقطع مركب از دو عضو است كه خوشبختانه هر دو عضو زنده و  در اسماء امكنه متداول ميباشند. ((فره)) به فتح اول و ثاني به معني شكوه است عضو دوم يعني ((آن)) يكمن علامت جمع باشد » تا اينجا وجه تسميه از استاد دهگان اما نظر و اعتقاد اينجانب راجع به فراهان، واژه فراهان بدون شك مركب است به دو صورت.

فر+هان و يا فراه + آن.

فر يا خره خلاصه و جوهر آتش است، در اوستا موسوم به «خوارنگهه » كه در پهلوي خره و در فارسي فره ميگوئيم و آن عبارت است از فروغ يا بزرگي و شكوه كه از طرف اهورا مزدا به پيامبرش بخشيده مي شود.

ميدانيم كه فراهان از لحاظ زبان شناسي و ريشه يابي با تعداد زيادي از واژه هاي مادي و فرس هخامنشي و اوستايي هم ريشه و هم خانواده است. از جمله، فروردين فرورتيش و000 فرورتي در سنگ نهشته هاي بهستان (بيستون) آمده كه مربوط به هخامنشيان است.

و در تاريخ ماد دياكونوف، نام دومين پادشاه ماد فرورتيش ذكر شده، اين واژه در اوستا به صورت فروشي و در پهلوي فر و هر آمده و امروزه اين  واژه به غلط فروهر تلفظ ميشود.

در فرهنگ ايران باستان استاد پور داوذ ص 53 ميخوانيم فروهر مركب شده از فر+ور كه (فر) به معني پيش و ((ور)) داراي چندين معني است. ور= برگزيدن، گرديدن، باوركردن، بارور نمودن، آبستن كردن، پوشانده، پنهان كردن، و سينه و در اوستا ((ور)) به معني باغ آمده است مثلاً در واژه ((ور جمشيد)) به معني باغ جمشيد كياني آمده و دروازه ورچه يعني باغ كوچك.

همانطور كه اشاره شده فره در اوستا، خره يا خوره (يا واو معدوله) ميباشد و مشتقات آن عبارتند از: خرهمند، خرهناك و مانند آن كه همگي در فرهنگها به معني شوكت و شكوه و شان ميباشد.

پس با اين ترتيب فراهان = محل شكوه و جلال، اما به اعتقاد اينجانب فراهان = فر + آن كه به مرور زمان فراهان گرديده.

فراه در زبان پهلوي بمعني شهر است و نمونه آن امروزه در افغانستان شهر فر داريم ((آن)) يا ((ان)) علامت جمع است كه معني فراهان ميشود شهرهايي شهركها و همانطور كه خواهيم ديد، تعداد كثيري شهركهاي كهن در منطقه فراهان وجود داشته كه همگي به تلي از خاك بدل شده اند.

بهر صورت فراهان را ميتوان محل فر و شكوه و جلال و يا محل شهرها و شهركها معني كرد.

فرمئين FARMAIN = فرمهين

نام شهريست در فراهان كه مركز بخش نيز ميباشد.

پيشنه تاريخي اين شهر بدوران باستان ميرسد، تپه هاي قديمي و نامهاي روستاهاي پيرامون آن همگي نشانه قدمت و ديرپايي اين منطقه است، هم اكنون شهرك زير زميني ويران شده دولف آباد كه بمرور زمان زلف آباد شده است در كنار آن ميباشد. مردم منطقه ي فراهان بآنجا فرمئين گويند. اين واژه بدون شك از دوران باستان تا كنون پايدار مانده، كاوشهاي باستانشناسي و تحقيقات مردمشناسي و زبانشناسي كمك بزرگي براي شناختن منطقه خواهد بود.

واژه فرمئين يا فرمهين از دو بخش تركيب يافته است. فر+مئين يا فر+ مهين.

در مورد واژه فر در نامهاي مختلف از جمله، فراهان، بحث و بررسي شده است واژه فر، در دوران ساساني به خره XORRA يا خوره XORRA يا XVARRA بدل شده است كه بمعني ، نور، فروغ، موهبت ايزدي- بخش، حصه قسمت بوده است.

همان واژه است كه به كور يا كوره بمعني قريه و ديه آمده است. معني ايالت يا استان و گاهي معني شهر را هم داشته است مانند: حوره، اردشير- يا خوره، استخر.

خوره اردشير- شهري بوده است در فارس كه گويند اردشير ساساني آنرا ساخته است.

آن شهر امروز فيروز آباد نام دارد.

كه اكنون گرانمايه دهقان پير       همي خواندش خره، اردشير

((فردوسي))

بنابراين فره همان فر ميباشد بمعني، شان و شوكت و جلال و شكوه و شاهد آن:

سري بي تن و پهن گشته بگرز      نه شان رنگ ماند و نه فرو نه برز

((ابوشكوربلخي))

بقاش باد و بكام و مراد دل برساد          مباد خانة او خالي از سعادت و فر

((فرخي))

ز فرماه فروردين جهان چون خلد رضوان شد    هم حالش دگرگون شد، همه اسمش دگرسان شد

 ((امير معزي))

هزار بار نكوتر نبرد اين يمين              ز فر مملكت كيقباد و كيخسرو

((ابن يمين))

بنابراين فر يا فره يا خره يا خوره همگي بمعني، شوكت و شكوه و جلال، فروغ و نور ميباشند و مردم نوراني را فرمند يا فرهومند يا فرهمند گويند.

بخش دوم نام مورد بررسي مهين يا مئين ميباشد.

اگر بگوش پيرمردان منطقه ي فراهان بدقت گوش دهيم اين نام را فرمئين گويند نه فرمهين.

واژه مئين يا مهين ، چندين هزار ساله است، ريشه و بن استواري دارد، بي نام و نشان نيست و بايد گفت از وارگان دساتبري دوران صفويه نبوده، اين واژه كهنتر از تاريخ نوشته ي ايران است و پيش از مادها و هخامنشيان واژه مئين يا ميهن وجود داشته است در نامة ديني ايرانيان باستان و سنگ نبشته ها فراوان بكار رفته است.

در زبان اوستايي واژه مئث MAETHA بمعني، جاي، خانه، جاي زيست آمده است (1) از همين بن و ريشه واژه مئثن MAETHNA بمعني، ميهن، خانه جاي زيست، باشگاه مي باشد.

گفتني است كه حرف ث كه در زبان انگليسي TH كه واژه اوستائي مئثن ديده مي شود در فارسي امروزي گاهي به «هـ» تبديل مي شود مانند مئثر كه در فارسي مهر شده است و چئيثر كه در فارسي چهر گرديده همين حرف ث يا TH انگليسي گاهي به ت تغيير مي كند چنانكه ثوخش در فارسي تخشا= كوشا شده است.

بنابراين مئيثن اوستايي در فارسي، مئين يا مهن يا ميهن يا مهين گرديده است. كه در اين صورت تلفظ و گويش آهالي فراهان در مورد اين واژه درست است.

از سويي ديگر ميدانيم واژه مه MAH كه در فرهنگهاي فارسي بمعني بزرگ آمده است. در نخست مز MAZ اوستايي و مس سانسكريت MAS و در زبان پهلوي مه گرديده و فارسي دري مهتر، مهتري، مست، مهي از همان بن و ريشه است.

از همين واژه مه در زبان پهلوي (1) MEHAN ، بمعني ميهن آمده كه با واژه اوستايي MAETHANA نزديكي دارد و بمعني ميهن، خانه و اقامتگاه است.

در برهان قاطع: ميهن، بمعني حامي و آرام و بنگاه و خانمان و زاد و بوم و قبيله آمده است.

روانشاد دكتر معين، در فرهنگ فارسي، واژه ميهن را از بن اوستايي MAETHANA آورده و پهلوي آن MEHAN نوشته شده، كه بمعني محل اقامت، جاي باش (باشگاه) وطن (عربي است) زاد و بوم، دوره و خانمان مي باشد.

بدل گفت اگر جنگجويي كنم      به پيكار او سر خرديي كنم

بگويند مر دوده و ميـــهنم            كه بي سر ببينند خسته تنم

((عنصري))

اگر دورم ز ميهن و جاي خويش       مرا يار ايزد به هر كار بيش

((فردوسي))

در نوشته ها و قباله ها نام مورد بررسي فرمهين نوشته شده است.

ميهن نيز بن و ريشه اوستايي دارد. MAHIN صفت نسبي است و تركيب يافته است از مه = مز= مس بمعني بزرگ +ين ، كه نشانه نسبت است و بمعني بزرگترين.

حا سدم گويد چرا در پيشگاه مهتران          ما ذليليم و حقير و تو، اميني و مهين

((منوچهري))

بنابراين معني واژه مورد بحث ميشود، جايگاه، خانمان يا ميهن و سرزمين با شكوه و فر.

ياقوت در معجم البلدان از چند شهر نام ميبرد كه واژه اوستائي، مئيثن يا ميهن در آنها بجاي مانده است.

خشميئن = خوش ميهن، ارتخشميئن = اردشير ميهن، خورميئن = خورشيد ميهن براي آگاهي بيشتر از واژه ميهن به فرهنگ ايران باستان بخش نخست نگارش پور داود مراجعه فرمايند.

برگرفته از سايت دانشگاه اراك

www.araku.ac.ir/gims/commonfiles/gpage.php?domain=cityofarak - 130k

|+| نوشته شده توسط بانی فراهاني در شنبه ششم مرداد 1386 ساعت 16:10 |

سقوط
فرمهين  شهري كه روزگاري نه چندان دور بسيار آباد بوده است .روزگاري كه دران تمامي درختان پر ثمر دشتها ازعلفهاي سبز لبريز و گوسفندان و گاوها فربه بودند ومردمان در نعمت بسيار پس اين مردمان شكر خداي تعالي را با نافرماني  و مستي از آباداني عوض نمودند .تا قهر خداي نسيبشان گرديد وبه اسم دولت مركزي و با جنگ ازميان رفتند. ولي حقيقت چيز ديگري است. فرمهين نه ذولف اباد ابادي كه از اولاد بني دلف به جاي مانده بود واكنون جز سفالهاي شكسته اي كه درهر كجاي ان ديده ميشود چيز ازان شكوه شهر باقي نمانده است. واكنون تاريخ بار ديگردر حال ورق خوردن است تراژدي درحال تكرار است وفقط ............................. شخصيتها عوض شده اند.به قول امروزيها مدل 2007به بازار آمده است. 
|+|